السيد الطباطبائي
179
مجموعه رسائل ( فارسى )
و آن عبارت است از تحصيل معلومات مناسب و حد وسط قرار دادن آن براى اخذ نتيجه مجهول . همچنين كيفيت تحصيل علم به مجهول نيز روشن شد . امر مجهول بايد از جهاتى مجهول و از جهات ديگر معلوم باشد ، زيرا امكان ندارد آنچه را كه از هر جهت مجهول است طلب كرد ، وهمچنين به خاطر امتناع تحصيل حاصل نمىتوان آنچه را كه از هر جهت معلوم است طلب كرد . پس مجهول بايد از جهتى مجهول و از جهتى ديگر معلوم باشد ، وتوسط وجه معلوم وجه مجهول تحصيل شود . از همه اين بحث ها نتيجه مىشود كه استنتاج ، كه نتيجه فكر است ، بدون همراهى تحليل وتركيب امكان ندارد ، زيرا به هنگام بررسى يك وضع معلوم ، ما جهات معلوم آن را كه مناسبت دارد بررسى مىكنيم و اگر اين جهات فقط معلوم باشند باهم تركيب شده ونتيجه مىدهند ، ولى اگر اين جهات از جهاتى معلوم وازجهاتى مجهول باشند باز بررسى ما ازجهاتى كه معلوم است شروع مىشود تا به جهاتى كه تماماً معلوم هستند منتهى شود ؛ و سخن در مورد تركيب ، برعكس سخن در مورد تحليل است تا آن كه وضع مطلوب را نتيجه دهد . فصل چهارم در اين كه تصديق ضرورى بنابر مشهور شش قسم است ، و در اين كه همه اين اقسام به اوليات بازگشت دارند وهمچنين هر تصديق ضرورى نيز ، اگر غير اين اقسام تصديق ضرورى ديگرى وجود داشته باشد ، به اوليات بازگشت مىكند . اول : منطق دانان قضيه ضروريه را از طريق استقراءبه شش قسم تقسيم كردهاند : « 1 » اول ، اوليات و آن قضايايى است كه در تصديق آنها به چيزى غير از تصور طرفين
--> ( 1 ) . يعنى دليل عقلى بر انحصار قضاياى ضرورى در شش مورد وجود ندارد و اين اقسام شش گانه قضاياى ضرورى از طريق استقراء تحصيل شده است